در سورهي فاتحه ابتدا حمد و ستايش خداوند بيان شده، سپس به اين نكته كه عبادت تنها براي او مخصوص است و غير از او كسي ديگر شايستهي عبادت نميباشد، اعتراف شده است؛ گويا انسان ميخواهد بين خود و خالق خويش پيمان وفاداري منعقد كند. پس از آن مهمترين نكته دعاست كه حاوي كليهي مقاصد انسان بوده و در آن فوايد بسيار و مسائل ضمني ديگر وجود دارد كه اهم آنها به شرح زير است:
طريقهي دعا خواستن
با اين شيوهي سخن به انسان آموخته شد كه هرگاه بخواهد دعايي به درگاه خدا بنمايد، طريقهاش اين است كه نخست حمد و ثناي او را به جا آورد، سپس پيمان وفاداري خود را مبني بر اينكه به جز او كسي ديگر شايستهي بندگي نيست، تجديد كند و غير خدا را به معناي واق
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ مفسر قرآن، حضرت عبدالله بن عباس رضي الله عنهما آيهي فوق را چنين تفسير كرده است: «ما تنها تو را عبادت ميكنيم و به جز تو كسي ديگر را نميپرستيم و تنها از تو مدد ميخواهيم و به غير از تو از كسي ديگر ياري نميخواهيم.» (ابن جرير؛ ابن أبي حاتم)
برخي از اسلاف صالح گفتهاند كه سورهي فاتحه راز (خلاصه) تمام قرآن است و آيهي «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» راز تمام سورهي فاتحه ميباشد؛ زيرا نخستين جملهي آن اظهار برائت از شرك و دومين جملهي آن انكار قدرت و توانايي از انسان است؛ چون بندهي ناتوان بدون ياري خدا قادر به انجام هيچ كاري نخوهد بود. در نتيجه انجام تمام كارها به خدا محول ميشود؛ چنانكه انسان د
صراط مستقیم چه راهی است [تفسیر سوره فاتحه ۵]د
راه راست راهي است كه در آن پيچ و خم وجود نداشته باشد و از ديدگاه اعتقادي به ديني گفته ميشود كه در امور آن افراط و تفريط يافت نشود. افراط؛ يعني تجاوز از حد معيّن و تفريط؛ به معني كوتاهي كردن از حد معيّن است. در دو آيهي آخر به صراط مستقيم راهنمايي نموده كه دعاي آن در اين آيه تلقين شده است.
«صِرَاطَ الَّذِيْنَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»؛ يعني: «راه كساني كه تو بر آنان انعام فرمودهاي.» شرح اين مطلب؛ يعني كساني كه خداوند بر آنان انعام فرموده، درسورهي نساء چنين آمده است: «الَّذِيْنَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصَّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِينَ» [آيه ۶۹]؛ «كساني كه خدا بر آنها انعام فرموده، انبيا، صديقين، شهدا و صالحين م
امام راغب اصفهاني در مفردات القرآن واژهي ”هدايت“ را به بهترين وجه بيان نموده كه خلاصهي آن بدين قرار است: معني اصلي هدايت، عبارت است از راهنمايي فرد به سوي هدف و منزل مقصود با لطف و مهرباني؛ پس هدايت به اعتبار معني حقيقي خويش تنها كار خداست كه داراي درجات متعدد ميباشد و يكي از درجات آن، هدايت عامه است كه شامل تمام كاينات (انواع موجودات زنده، نباتات و جمادات) ميباشد. ممكن است كسي اين نكته را در نيابد كه مراد از هدايت چيزهاي بيروح و بيشعور چيست؟ بايد بگويم كه تعاليم قرآن روشنگر اين حقيقت است كه هر يك از اقسام موجودات عالم و ذرات آن با توجه به بهرهاي كه از حيات نصيبشان شده، داراي حس و عقل و شعوراند؛ هر چند اين جوهر حيات د
در ابتداي سورهي فاتحه كه شرح آن گذشت، گفتيم كه در آيهي اوّل ضمن حمد و ثناي حق تعالى، اصل اساسي ايمان؛ يعني بيان وجود خدا و توحيد وي به طور معجزه آسا بيان شده است. در تفسير آيه سوم تنها در همين لفظ همراه با حمد و ستايش پروردگار، عقيدهي بزرگ و انقلابي اسلام؛ يعني قيامت و آخرت با دليل و برهان ذكر شده است؛ اكنون به توضيح آيه چهارم ميپردازيم:
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ اين آيه از يك جهت حاوي حمد و ثنا و از جهت ديگر بيان دعا و خواستهي انسان است. «نَعْبُدُ» از عبادت مشتق شده كه عبارت از اظهار عجز و اطاعت به جهت تعظيم و محبت بيش از حد به كسي است. «نَسْتَعِيْنُ» از استعانت مشتق گشته و به معني مدد خواستن از كسي است. ترجمهي آيه اينگونه است: «ما ف
«مـٰلِكِ يَوْمِ الدِّينِ»؛ كلمهي ”مالك“ مشتق از ”مِلك“ است؛ يعني تسلط بر چيزي كه بر استفادهي آن قادر بود. (قاموس)
معني واژهي ”دين“ جزا دادن است. ترجمهي «مـٰلِكِ يَوْمِ الدِّينِ»؛ يعني: «خدا داراي مالكيت روز جزاست.» اما اينكه بر چه چيزي مالك است، ذكر نشده؛ در تفسير كشاف آمده كه منظور از اين كلمه، اشاره به همهي موجودات است كه مالكيت آنها در روز رستاخيز به دست خداست.
اثبات عقلي روز جزا و حقيقت آن
در اينجا چند نكته قابل توجه است:
۱ . روز جزا نام چه روزي است و حقيقت آن چيست؟
۲ . همان گونه كه مالكيت تمام موجودات در روز رستاخيز از آن خداست، امروز نيز چنين است؛ پس تخصيص روز جزا چه موردي دارد؟
در پاسخ سؤال اوّل بايد گفت: روز جزا نام روزي است كه خ
همهي ستايشها براي خداست كه پروردگار جهانيان است • خداي بخشايشگر بسيار مهربان • مالك روز جزا • فقط تو را ميپرستيم و فقط از تو ياري ميخواهيم • ما را به راه راست هدايت فرما • راه كسانيكه بر آنها انعام فرمودي • نه بر آنان كه خشم گرفتي و نه آنان كه گمراه شدند.
خلاصهي تفسير